در سالهای اخیر، منابع آب بهعنوان مؤلفهای حیاتی در توسعه و محیط زیست با فشارهای فزایندهای مواجه شدهاند و تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و مداخلات انسانی، ازجمله تغییر کاربری اراضی، چرخه هیدرولوژیک را مختل کرده و پایداری منابع آب را تهدید میکنند. این مطالعه با هدف بررسی اثرات تغییرات کاربری اراضی بر رواناب سطحی و جریان پایه در حوزه آبخیز میمه واقع در استان ایلام، با اقلیم نیمهخشک و ناهمواری زیاد، انجام شد. برای این منظور از مدلSWATجهت شبیهسازی فرآیندهای هیدرولوژیکی و از مدلCA–Markov برای پیشبینی تغییرات کاربری اراضی تا سال ۲۰۳۰ استفاده شد. مدل واسنجی شد و در دوره ۲۰۱۰–۲۰۱۶ شاخصهایNSEبرابر 73/0،R² برابر 81/0 وPBIASمعادل 4/45- درصد به دست آمد و در دوره اعتبارسنجی ۲۰۱۷–۲۰۲۰ شاخصهایNSEبرابر 65/0،R² برابر 68/0 وPBIASمعادل 2/53- درصد بود که نشاندهنده تطابق قابلقبول مدل با دادههای مشاهدهشده است. تحلیل تغییرات تاریخی کاربری اراضی بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۹ کاهش ۴۹۰۰ هکتار جنگل و ۸۹۰۰ هکتار مرتع و افزایش ۱۲۴۱۳ هکتار اراضی کشاورزی و ۶۵۰۰ هکتار اراضی بدون پوشش را نشان داد. پیشبینی برای سال ۲۰۳۰ حاکی از کاهش جنگل به ۷۵۷۲۶ هکتار، مراتع به ۲۹۵۰۵ هکتار و افزایش اراضی کشاورزی به ۱۶۷۷۲ هکتار و بدون پوشش به ۲۵۳۶۳ هکتار است. اثر تغییرات کاربری بر رواناب شامل افزایش 1/6 درصدی رواناب سالانه و افزایش میانگین دبی سطحی از 53/5 به 56/6 مترمکعب بر ثانیه بود، درحالیکه جریان پایه حدود ۸ درصد کاهش یافت. بیشترین افزایش رواناب در ماههای فروردین و اسفند مشاهده شد و نسبت رواناب به بارش از 36/0 به 41/0 رسید که نشاندهنده کاهش نفوذ و تهدید منابع زیرزمینی است. نتایج بیانگر تأثیر مستقیم گسترش اراضی کشاورزی و مناطق بدون پوشش بر نوسانات دبی، پایداری جریانها و افزایش خطر سیلاب است. یافتهها بر ضرورت مدیریت کاربری اراضی، احیای جنگلها و مراتع و کنترل توسعه کشاورزی برای حفظ پایداری هیدرولوژیکی تأکید دارند. این پژوهش راهنمای عملی برای سیاستگذاران و مدیران منابع آب جهت کاهش مخاطرات ناشی از تغییر کاربری فراهم میکند.