در پایداری مدیریت حوزههای آبخیز، مطالعات و پژوهشها در زمینه عوامل محیطی اهمیت زیادی دارد. زیرا، دادههای تولید شده از نتایج اینگونه پژوهشها، راهنمایی بسیار ارزنده در انتخاب محلهای مناسب برای آرایش فضایی سکونتگاههای روستایی بهشمار میرود. هرگونه دخالت انسان در نظام طبیعت، باید با آگاهی کامل انجام شود، در غیر این صورت، منشاء ایجاد اختلال در تعادل پدیدهها است و عملکرد پدیدههای طبیعی را بهطور چشمگیری تغییر میدهد. هدف این مقاله، نقش عوامل محیطی، در آرایش فضایی سکونتگاههای روستایی، به منظور کاهش هرچه بیشتر بلایای طبیعی و جلوگیری از آسیبپذیری سکونتگاههای روستایی میباشد. روش پژوهش، علاوه بر مطالعات اسنادی و کتابخانهای، مبتنی بر مشاهدات محلی میدانی با استفاده از فن پرسشنامه است. در این پژوهش، عوامل محیطی همچون (شیب، طبقات ارتفاعی، فاصله از گسل و زمین لغزش) بهعنوان متغیرهای مستقل و پراکنش روستاهای حوزه مورد مطالعه، بهعنوان متغیر وابسته، تعریف شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار (ILWIS) در محیط GIS و نرمافزار آماری (SPSS) بهرهگیری شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که عملکرد نسبتاً شدید برخی عوامل و پدیدههای محیطی همچون پدیده زمین لغزش، نه تنها موجب وارد آمدن خسارات به محیطهای دستساز انسانی شده، بلکه باعث تخریب، فرسایش و فقر محیط طبیعی در مناطق روستایی هم شده است. در این ارتباط، موقعیت کوهستانی ناحیه مورد پژوهش، تأثیر عمیقی بر این مسئله دارد. در موقعیت کوهستانی محدوده مورد مطالعه، دو عامل ارتفاع و شیب بعنوان عوامل بازدارنده و محدود کننده در مدیریت حوزههای روستایی عمل مینمایند. نتایج حاکی است که انواع گسلها و چین خوردگیهای محلی با منشاء زمینساختاری، لرزشهای فراوانی را باعث شده است که منطقه مورد مطالعه را با خطرپذیری روبرو کرده است.